🍃🍂ایـــــــســـــتگـــاه زنـــــدگــــــی🌷🍂

توضیـــح.اممممممم..زنـــــدگــــی زیــــبـاست😄😄

شعور یک گیاه در وسط زمستان

شعور یک گیاه در وسط زمستان ،

از تابستان گذشته نمی آید ، 

از بهاری می آید که فرا می رسد. 

گیاه به روزهایی که رفته نمی اندیشد ،

به روزهایی می اندیشد که می آیند. 

اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، 

چرا ما ـ انسان ها ـ باور نداریم که 

روزی خواهیم توانست به هرآنچه می خواهیم ، دست یابیم ؟! ۱ 

 

۱- قسمتی از نامه ی "ماری هکسل" به "جبران خلیل جبران" / از کتاب نامه های عاشقانه ی یک پیامبر

  • ۳ پسندیدم
  • ۳ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵

    بهلول و هارون الرشید

    ✨🔷بـــهلول و کمک به فـقــرا 🔷✨

     

    روزی هارون الرشید به سربازانش دستور داد تا بهلول دیوانه را به نزد او بیاورند

     

    سربازان پس از ساعتی گشت زدن در شهر بهلول دیوانه را در حال بازی با کودکان یافتند

     

    و او را به نزد هارون الرشید بردند

     

    هارون الرشید با روی باز از بهلول استقبال کرد و گفت مبلغی پول  به بهلول بدهند

     

    که بین فقرا و نیازمندان تقسیم کند و از آنها بخواهد برای سلامتی و طول عمر هارون الرشید دعا کنند

     

    بهلول وجه را از خزانه هارون الرشید گرفت و لحظه ای بعد دوباره به نزد خلیفه هارون الرشید رسید

     

    هارون الرشید با تعجب به بهلول نگاه کرد و گفت ای دیوانه چرا هنوز اینجایی !

     

    چرا برای تقسیم کردن پول به میان فقرا نرفته ای ؟

     

    بهلول ( عاقل ترین دیوانه ) گفت : هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر در این دیار نیافتم

     

    چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه ی تو می ریزند

     

    از این جهت دیدم که نیاز تو از همه بیشتر است لذا وجه را آورده ام تا به خودت بازگرداندم

    🌺🌹🌻🌷🌸🌺🌹🌷🌻🌸

    🌹 اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرجهم

  • ۵ پسندیدم
  • ۲ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵

    یادش بخیر

    یادش بخیر

     

    لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

    بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت 

    .

     

     

    یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !😊

     

     

     

    همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته 😄

     

     

     

    یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!😉

     

    افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود 😂

     

     

     

    من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !🤔😐

     

     

     

     

    وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

    الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم😅

    گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

     

     

     

     

     

     

    تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن😆

     

     

     

     

    یادتون میاد

    اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!😎

     

     

     

    یادش به خیر........ چه زود بزرگ شدیم و آرزوها و خاطرات زیبای کودکیمون رو فراموش کردیم . تقدیم به همه دوستان🤔

    یادش بخیر، ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ تا ﮔﻢ .ﻧﺸﯿﻢ.😘

     

     

    یادتون نیست 

    عکس برگردون میخریدیم و با آب دهن میچسبوندیم تو دفترمون ☺️

    یا عکس آدامس خرسی رو با آب دهن میچسبوندیم ساق دستمون

    کلی هم کیف میکردیم

    یادت میاد؟؟؟ 😃

    وقتی کوچیک بودیم 

     

    تلویزیون

     

    با شام سبک

     

    با پنکه شماره 5

     

    مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین////////😌

     

    اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت😍

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم

     

    می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✋

     

    می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم ✍

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4😊

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی😄

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡❤️

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه👀

     

    یادت میاد؟؟؟🤔

     

    اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی😅

     

    و دهنتو با دستت پاک میکردی😋

     

    *بگذارش به اشتراک تا لبخند رولب همه جاری کنی.😊😉

     

    این متن آرامش خوبی به آدم میده

     

    ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺴی رﻮ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪ

    قدیما شبا بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود ...🤗

    این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمریم ...🤕

     

    قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی ...😊

    این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری ...😞

     

    قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد ، راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و کلی باهاش می خندیدیم ...😄

    این روز ها اگه همزمان ، درب واحد اونا باز شه بر میگردیم تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم ...😒

     

    قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستا و فامیل ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت پستال و چه حضوری ...☺️

    این روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ، ارتباط با هم نداریم ...😔

     

    قدیما تو یه محله جدید هم که می رفتیم با دقت و اشتیاق به همه جا نگاه می کردیم ...🙄

    این روزها دنیا را از پشت دوربینای عکاسی و فیلمبرداری می بینیم ...😒

     

    قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگه با فک و فامیل...😌

     این روزا پر از تعطیلی، ولی کو پدربزرگه؟😔

    کو اون فامیل؟😔

    کو اون خونه؟😔

     

    قدیما توی قدیما موند.

  • ۴ پسندیدم
  • ۶ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵

    وایی تو اینستا بنده رو هک کردن😱😱😱😱

    دیروز تا امروز تو پیج رهبری

    ریخته بودن منافقا

    من و چند نفر از دخترخانوم ها و اقایون مذهبی

    رو به روشون بودین

    اونا شعار میدادن ما میدادیم

    کلن شدم ادم سیاسی😊

    من جانم فدای سید علیه

    بعد که برگشتم به اینستام

     

    راستی باز این جمعه هم گذشت و باز نیامد

    شاید این جمعه بیاید شاید😭

  • ۱۰ پسندیدم
  • ۸ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵

    تو برگزیده ای

    ای خواهر خوب من خدا را

    کن پیشه خویشتن حیا را

     چون با به رکاب عشق کردی

     جرات نکند که هیچ مردی

     ...

     جز طرز نگاه یک برادر

    در تو نگرد به طرز دیگر!

     آزادی تو به چادر توست

     ازادگی از شعائر توست

     خواهی که شوی رها و آزاد؟

    مانند نسیم-مثل فریاد؟

     گر معرفت رهائیت هست،

    با ذات خود آشناییت هست،

     تو مثل شمیم گل رهایی

     عطر نفس سپیده هایی

     زیبایی اگر چه ز آفتاب است

    زیباتر از آن گل حجاب است

     شب نیز حجاب آسمان هاست

     آیا مگر آسمان نه زیباست؟!

     ای جان برادر ای سرافراز

    آنگونه که هست گویمت باز

     رخنه نکند به جانت ابلیس

     یکدم ندهد امانت ابلیس

     هرچند که اهرمن پلید است

     از دیده تو خطا بعید است

     چون خواهش او کنی اجابت

     او میبرد از رخت نجابت

     آن کس که سرش به کار خود گرم،

     یا می رود از کنار تو نرم،

     گر خواهر توست ریشه توست

     عرض و شرف همیشه توست

     روزی پدرت حماسه می ساخت

     

    ((سر را به قمار عشق می باخت))

     خوش آنکه به یار متکی بود

     عشق ودل و باورش یکی بود

     اینجا همه جا مزار لاله است

     اینجا همه جا به خون قباله است

     آن روز مباد - روز محشر

     روزی که هریمنان این شر

     گویند به یکدیگر:دوباره!

     خون می چکد از گل ستاره!!

     ننگ است برای ما برادر

     آن روز،ولی چه سود دیگر؟!

     چه سود، ز گریه ندامت

     هر چند کنند تا قیامت

     ای آنکه در اوج بی ریایی

     گه:غرق در آیت خدایی

     پیداست دلت سرای سبزه است

     خالی ز گیاه زرد هرزه است

     بنگر به عروج یک کبوتر

     آنجا که سپیده می زند پر

     کانجا نه هیاهوی خیال است

     بیداری روح اهل حال است...

     

     شاعر بسیجی محمد رضا گلدون

     تو برگیزده ای

  • ۶ پسندیدم
  • ۴ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵

    از ته دلت بخون

    . از ته دلت بخون

     

    گفتم گرفتارم خدا گفتی که آزادت کنم

    گفتم گنه کارم خدا گفتی که عفوت میکنم 

    گفتم خطا کارم خدا گفتی که می بخشم خطا

    گفتم جفا کارم خدا گفتی وفایت میدهم

    گفتم صدایت میکنم گفتی جوابت می دهم

    گفتم ز پا افتاده ام گفتی بلندت میکنم

    گفتم نظر بر من نما گفتی نگاهت می کنم

    گفتم بهشتم می بری؟ گفتی ضمانت می کنم

     

    گفتم که من شرمنده ام گفتی که پاکت می کنم

    گفتم که یارم می شوی گفتی رفاقت میکنم

    گفتم ندارم توشه ای گفتی عطایت میکنم

    گفتم دردمندم خدا گفتی مداوایت کنم

    گفتم پناهی نی مرا گفتی پناهت می دهم

     

           عاششششششقتم خدا

    @razhaiedaroniehzendegi

  • ۴ پسندیدم
  • ۱۰ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵

    چقدر هرزنامه...

    فکر کنین ۹۸تا هرزنامه

    معنی کردم بعضیاشون رو انگار مطالبممو میخونن

    حالا چطور میخونن مطالبم رو؟؟؟؟

  • ۶ پسندیدم
  • ۸ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵

    از طرف خدا

     

    ازطرف خدا،،

    🎆 عالم ز برایت آفریدم، گله کردی

    🎇 از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

    🎆 گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند

    🎇صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

    🎆 جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

    🎇 از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

    🎆 گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

    🎇 بر بخشش بی منت من هم گله کردی

    🎆 با این که گنه کاری و فسق تو عیان است

    🎇 خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

    🎆 هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم

    🎇 با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

    🎆 صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

    🎇 از صحبت با مونس جانت، گله کردی

    🎆 رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

    🎇 با این که نماز تو خریدم، گله کردی

    🎆 بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟

    🎇 بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

    🎆 از عالم و آدم گله کردی و شکایت

    🎇 خود باز خریدم گله ات را، گله کردی..

     

    همیشه شکر گذار خدا باش , و به آنچه داری قانع و شاد باش,

    شکرت خدا🌹🌹

    @razhaiedaroniehzendegi

  • ۲ پسندیدم
  • ۱ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵

    جاده موفقیت مستقیم نیست!!!

    ✍  ‌ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿم ﻧﯿﺴﺖ !!!!

    ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ " ..

    ﺩﻭﺭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ" ..

    ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ " ...

    ﻭﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ " !!!!!

     

    ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﯾﺪﮐﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﺭﺍﺩﻩ" ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ،،

    ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ" ،،

    ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎم  پشتکاری " ..

    ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ

     «ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ»نام دارد ..

    زندگیتون سرشار از موفقیت...

    @razhaiedaroniehzendegi

  • ۵ پسندیدم
  • ۱۴ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵

    به امید قبولی همه ی ما در این دانشگاه

    دانشگاه انتظار بعد از 1200سال همچنان دانشجو می پذیرد ,

     

    متاسفانه این دانشگاه

     

    هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است ,

     

    این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون

     

    به عمل می آورد .

     

    مدارک لازم برای ثبت نام :

     

    1. نماز اول وقت

     

    2 . ولایت مداری

     

    3 . دائم الوضو بودن

     

    4 . دلی پر از ثواب و قلبی آکنده ازیاد خدا داشتن

     

     

     

    به امید قبولی همه ی ما در این دانشگاه

    @razhaiedaroniehzendegi

  • ۴ پسندیدم
  • ۷ نظر دوستان گل🌷🌷
    • مدیر ایستگاه😄😄
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵