🍃🍂ایـــــــســـــتگـــاه زنـــــدگــــــی🌷🍂

توضیـــح.اممممممم..زنـــــدگــــی زیــــبـاست😄😄 لطفا بدون کامنت وبو ترک نکنید😊😡

🍃🍂ایـــــــســـــتگـــاه زنـــــدگــــــی🌷🍂

توضیـــح.اممممممم..زنـــــدگــــی زیــــبـاست😄😄 لطفا بدون کامنت وبو ترک نکنید😊😡

درباره بلاگ
🍃🍂ایـــــــســـــتگـــاه زنـــــدگــــــی🌷🍂

حرفـــاییی برای بهتــر شـــدن زندگی
زندگی زیباست
کافــیست...
چشــمانت را باز کنی و خوشبختی را ببینی
من تو این وب...زندگی واقعی رو نشونتون میدم
هیچ کــــس تـــنها نیس
خــــــدا با ماســــت
بفرمایید داخل رسیدین به ایستگاه زندگی

کلمات کلیدی

🍃🍂

& دست نوشته 4 &

عشق + خانومم + سرنوشت + آرزو

خدا + آرامش + تنهایی + گریه + صدا + عاشقتم

موفقیت + گذشته + توکل + کلید + زندگی

رنج + سختی + شکست + خدا + زندگی

ناامیدی + غم + اندوه + زندگی + نور + خدا

خوبی + و + بدی + های + زندگی + علیرضا

گرگ + متن + زیبا +

طبیعت + زخم +

پسر + بودن + یعنی

صلوات+ال محمد + گناهان

30 + راه + برای + افزایش + رزق + و + روزی

عاشق + دلنوشته + علیرضا + دوستت + دارم

دل نوشته + موفقیت + دلنوشته های + علیرضا

اعتماد + خنجر + از + پشت + دلنوشته هایم

دلنوشته های + علیرضا + دلنوشته هایم + ستاره ی من + تویی

عشق + تو + دلنوشته های + علیرضا + دلنوشته هایم

حجت + قبول + بانو

قصه + قدیم + جدید + فیلم + سانسور

ممنون + ترانه + پیامک + دل نوشته های علیرضا

آذر ماه + دستا بالا

خدا + دلنوشته + کپی پیست

خدا + کمکم + کن

شعر + شعرهای زیبا

دلنوشته + دلنوشته های علیرضا + خاطره + من

طب+ اهل + بیت

کپی + پیست + نحال + عمر + تو

دلنوشته + دست نوشته + دلنوشته های علیرضا

دلنوشته + دلنوشته های علیرضا + خدا + نیایش

نویسندگان
۱۱ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۵

یادش بخیر

یادش بخیر

 

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت 

.

 

 

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !😊

 

 

 

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته 😄

 

 

 

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!😉

 

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود 😂

 

 

 

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !🤔😐

 

 

 

 

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم😅

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

 

 

 

 

 

 

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن😆

 

 

 

 

یادتون میاد

اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!😎

 

 

 

یادش به خیر........ چه زود بزرگ شدیم و آرزوها و خاطرات زیبای کودکیمون رو فراموش کردیم . تقدیم به همه دوستان🤔

یادش بخیر، ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ تا ﮔﻢ .ﻧﺸﯿﻢ.😘

 

 

یادتون نیست 

عکس برگردون میخریدیم و با آب دهن میچسبوندیم تو دفترمون ☺️

یا عکس آدامس خرسی رو با آب دهن میچسبوندیم ساق دستمون

کلی هم کیف میکردیم

یادت میاد؟؟؟ 😃

وقتی کوچیک بودیم 

 

تلویزیون

 

با شام سبک

 

با پنکه شماره 5

 

مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین////////😌

 

اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت😍

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم

 

می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✋

 

می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم ✍

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4😊

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی😄

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡❤️

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه👀

 

یادت میاد؟؟؟🤔

 

اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی😅

 

و دهنتو با دستت پاک میکردی😋

 

*بگذارش به اشتراک تا لبخند رولب همه جاری کنی.😊😉

 

این متن آرامش خوبی به آدم میده

 

ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺴی رﻮ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪ

قدیما شبا بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود ...🤗

این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمریم ...🤕

 

قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی ...😊

این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری ...😞

 

قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد ، راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و کلی باهاش می خندیدیم ...😄

این روز ها اگه همزمان ، درب واحد اونا باز شه بر میگردیم تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم ...😒

 

قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستا و فامیل ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت پستال و چه حضوری ...☺️

این روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ، ارتباط با هم نداریم ...😔

 

قدیما تو یه محله جدید هم که می رفتیم با دقت و اشتیاق به همه جا نگاه می کردیم ...🙄

این روزها دنیا را از پشت دوربینای عکاسی و فیلمبرداری می بینیم ...😒

 

قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگه با فک و فامیل...😌

 این روزا پر از تعطیلی، ولی کو پدربزرگه؟😔

کو اون فامیل؟😔

کو اون خونه؟😔

 

قدیما توی قدیما موند.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۱
مدیر ایستگاه😄😄

نظرات  (۶)

۱۱ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۵ 💖 miss fatemeh 💖
یه پست بی نظیر ❤️❤️❤️❤️
همه اونایی که راجب مدرسه گفتین رو تجربه کردم ^^
با مرورشون حس خوبی پیدا کردم...واقعا ممنون :)
پاسخ:
اره منم خیلی حس خوبی بهم دس داد
خوشحالم شادتون کردم
۱۱ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۷ بالای آسمان
خیلی خیلی خیلی قشنگ بود

پاسخ:
خیلی خیلی ممنونم
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۴:۲۶ الناز محمدی
:/
پاسخ:
:)
یه عالمه حس خوب ^_^
پاسخ:
:))
۱۲ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۷ محمد جواد
خوب نوشتی
موفق باشی
تشکر
پاسخ:
خواهش میکنم
۱۳ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۴ نـــای دل
جالب بود...
پاسخ:
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">