منتظرت می مانم

مـنـتظر آن روزی که تــو بـیایی

مـیدانـم کـه کـار هاری من باعــث غـیبـتت شده

مـولای من

مـن را بـه خاطـر کـارهایم ببـخش

ببخـش که نـتوانسـتم آن طــور کـه بـاید باشم رفـتار نکردم

ببخـش که باعث شدم زیر چـشمانت کبود شود

ببخش که باعث شدم چـشمانت تار ببینه

امامه من

یـاری ام کن کـه باعث عذابت نشوم